تبليغاتX
شیعه آن لاین

   ابن أبی عمیر از ابن إذینه از امام صادق (علیه السلام)  نقل می کند که آن حضرت در مورد آیه شریفه « غیر المغضوب علیهم و لا الضالین » (حمد:7) فرمودند:

" المغضوب علیهم النصاب و الضالین الشکاک الذین لا یعرفون الامام (علیه السلام)   "

" المغضوب علیهم (کسانی که بر آنها غضب شده) ناصبی ها به امام (علیه السلام) هستند و الضالین (گمراهان) شک کنندگان هستند که معرفت به امام (علیه السلام) ندارند. "

                                                      تفسیر برهان: ج1/ص52/ح37 (قدیم)

                                                                              ص108/ح8 (جدید)

 

و در روایت عیاشی آمده:

" المغضوب علیهم فلان و فلان و النصاب الخ. "

" المغضوب علیهم ابابکر و عمر و عثمان و ناصبی ها هستند. "

                                                      تفسیر عیاشی: ج1/ص106/ح28.

                                                      بحار الانوار: ج85/ص23.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه بچه شیعه  | 

       از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که بعد از هر نماز واجبی از جای خود حرکت نمی کردند مگر این که چنین می خواندند:

 

" اللّهمََُّ العَن أبابکرٍ وَ عمرَ وَ عثمانَ و معاویةَ و عایشةَ و حفصةَ و هندَ و أمَّ الحکم "

 

اصول کافی: ج3/ص342/ح10.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه بچه شیعه  | 

خدای تبارک و تعالی در آیات متعددی از قرآن، آن دو خبیث و هر ظالم دیگری در حق اهل بیت (علیهم السلام) را لعنت فرموده و به آنها وعده عذاب داده است، از جمله این آیه:

« إنّ الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الآخرة و أعدّ لهم عذاباً مهیناً »

« همانا کسانی که خدا و پیامبرش را آزار می دهند خدا در دنیا و آخرت نفرینشان کرده و برای آنان کیفری با ذلت و خواری آماده کرده است » (1)

 

حال ما یکی از دلایلی را که نشان می دهد این آیه در مورد این دو ملعون است، را ارائه می کنیم:

 

عامه و خاصه از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده اند که ایشان فرموده اند:

" فاطمة بضعة منّی من ءاذاها ءاذانی و من ءاذانی فقد ءاذی الله "

" فاطمه (علیها السلام) پاره تن من است. هرکس او را اذیت کند، مرا اذیت کرده است. " (2)

 

و از متواترات نزد شیعه و سنی است که این دو نفر احترام کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را نگاه نداشته و چنان به حضرت زهرا (سلام الله علیها) ظلم کردند و ایشان را اذیت نمودند که آن حضرت به آن دو فرمودند:

" إنّی اُشهد الله و ملائکته أنّکما أسخطتمانی و ما أرضیتماني و لئن لقیت النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) لأشکونکما إلیه "

" خدا و ملائکه اش را شاهد می گیرم که شما دو نفر مرا به خشم آوردید و رضایت مرا جلب نکردید و اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را ملاقات نمایم، هر آینه شکایت شما دو نفر را به وی خواهم کرد. "  (3) 

 

از از این روایات استفاده می شود همان طور که ابن ابی الحدید هم گفته است:

" إنّ فاطمة (علیها السلام) ماتت و هی واجدة علی أبی بکر و عمر. "

" حضرت فاطمه (سلام الله علیها) از دنیا رفت در حالی که سخت از ابوبکر و عمر غضبناک بود. "

(4)

 

پس چون آن دو نفر موجب آزار و اذیت و غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) شدند، در واقع خداو رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را آزار داده اند و خدای تبارک و تعالی آنها را در قرآن لعنت فرموده و عذاب خفت آوری را برایشان مهیا کرده است.

و هیچ شکی نیست که شخصی که مورد لعنت خدا واقع شود به دنبال آن، لعنت همه انبیا و اولیا و ملائکه را هم شامل می شود. لذا بر ما نیز واجب است با تمام وحود از آنها بیزاری بجوییم و از از خدا بخواهیم این روحیه را در ما و نسل های بعد ما تقویت کند و ما را با همین عقیده محشور کند.

 

ولی متأسفانه بعضی از مردم که به ظاهر مسلمانند ولی افکار ضد شیعی در آنها نفوذ کرده، با بیزاری جستن و لعن به چنین افرادی مخالفت می کند و دین را از تبری جدا می بینند! حال آن که این افراد در مسأله تولی نیز می لنگند و مصداق این سخن امام صادق (علیه السلام) هستند:

" دروغ می گوید کسی که ادعای دوستی ما را می کند ولی از دشمنان ما بیزاری نمی جوید. " (5)

 

لذا این دسته نیز گنداهند و به عذاب الهی گرفتار می شوند و حتی مورد لعن خدا قرار می گیرند؛ چنانچه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

" من تأثم أن یلعن من لعنته الله فعلیه لعنه الله "

" هر کس لعن کردن کسی را که خدا او را لعن کرده گناه بشمارد، لعنت خدا بر خود او باد. "

(6)

 

 

 

(1) احزاب:57.

(2) دلائل الامامة: ص45. کتاب سلیم بن قیس: ح48. صحیح بخاری: ج5/ص26 (فاطمة بضعة منّی فمن أغبضها أغبضنی). صحیح مسلم: ج4/ ص 193(إنّ فاطمة بضعة منّی فمن یوذینی ما ءاذاها).

(3)  أعلام النساء: ج4/ ص123.

(4)  شرح نهج البلاغه ابن أبی الحدید: ج6/ ص50.

(5)  بحار الانوار: ج27/ ص58.

(6)  رجال الکشی مع تعلیقة المیرداماد: ج2/ ص811. فوائد الطوسیة: ص560.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه بچه شیعه  | 

    امام باقر (علیه السلام) در مورد آیه شریفه « یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر » (بقره:186) فرمودند:

" الیسر أمیر المومنین (علیه السلام) و العسر فلان وفلان "

" آسانی أمیر المومنین (علیه السلام) است و سختی ابابکر و عمرهستند. "

                                                      تفسیر عیاشی: ج1/ص72/ح142.

                                                      بحار الانوار:ج8/ص363/ح41.

                                                      اصول کافی:ج1/ص374.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه بچه شیعه  | 

     « إنّ الّذین ءامنوا ثمّ کفروا ثم ءامنوا ثم کفروا إزدادوا کفراً »

  « آنها که ایمان آوردند سپس کافر شدند، باز هم ایمان آوردند و دگربار کافر شدند و سپس بر کفر خود افزودند »

 نساء / 136.

امام صادق (علیه السلام) راجع به این آیه شریفه فرموده اند:

 

" نزلت فی فلان و فلان و فلان ءامنوا بالنبیّ (صلی الله علیه و آله و سلم) فی أول الأمر . کفروا حیث عرضت علیهم الولایة حی قال النبیّ (صلی الله علیه و آله و سلم) : من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه، ثم ءامنوا بالبیعة، ثم إزدادوا کفراً بأخذهم من بایعة لهم فهؤلاء لم یبق فیهم من الایمان شيء. "

 

" این آیه نازل شد درباره فلان و فلان و فلان ( ابابکر و عمر و عثمان )

که در ابتدای کار به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایمان آوردند و هنگامی که ولایت بر آنها عرضه شد در آن وقتی که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : کسی که من مولای اویم پس این علی مولای اوست، کفر ورزیدند؛ سپس با أمیر المومنین (علیه السلام)  بیعت کرده و ایمان آوردند، سپس هنگامی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رحلت فرمودند، کفر ورزیدند و به بیعت اقرار نکردند و سپس با بیعت گرفتن برای خود از کسانی که با مولا بیعت کرده بودند، بر کفر خود افزودند. پس در وجود ایشان ذره ای ایمان باقی نمانده است. "

 

اصول کافی: ج1/ص420/ح42.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه بچه شیعه  | 

   فضیل بن رسان نقل می کند از امام باقر(علیه السلام) که حضرت فرمودند:

« مثل أبی بکر و شیعته مثل فرعون و شیعته و مثل علی و شیعته مثل موسی و شیعته. »

« مثل ابوبکر و پیروانش مثل فرعون و فرعونیان است و مثل علی(علیه السلام) و پیروانش مثل موسی(علیه السلام) و پیروانش است. »

                                                بحار الانوار: ج3/ص383

                                              تقریب المعارف: 247

بیان: همان طوری که فرعون ایمان به خدا پیدا نکرد و با کفر و شرک زندگی نمود و حجت خدا حضرت موسی (علیه السلام) را آزار و اذیت داد و به همین سبب خدای تعالی او و یارانش را عذاب فرمود، همین طور ابوبکرایمان واقعی به خدای تعالی پیدا نکرد و کافر و مشرک بود و حجت خدای تعالی امیر مومنان علی(علیه السلام) را اذیت و رنج داد. لذا خدای تبارک و تعالی او را با شدیدترین عذاب ها گرفتار خواهد کرد و پیروان او هم با او محشور می شوند و دچار بدترین عذاب ها خواهند شد.

و همان طور که نبی خدا حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه أفضل الصلاة و السلام) کلامش توحید و رساندن رسالت بود که آن هدف الهی بود، لذا خدای متعال او و پیروانش را نجات بخشید. و همین طور امیر مومنان (علیه السلام) که گفتارش برای خدا، راهش در راه خدا و هدفش هدایت بندگان خدا بود، لذا خدای تبارک و تعالی به وجود او افتخار می کند و شیعیان او را مورد رحمت خود قرار می فرماید. کما این که در قرآن به تعابیر مختلفی به این مطلب اشاره شده است: « اولیک هم المفلحون » و « اولیک هم الفایزون ».

و روایت است از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) که فرمودند: « همانا علی و شیعیانش همان رستگاران در قرآن هستند. »

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه بچه شیعه  | 

حدیث قبل را با تفضیل بیشتری خواندم:

ابوحمزه ثمالی نقل می کند که امام زین العابدین و سید الساجدین (علیه السلام) فرمودند:

کسی که یک مرتبه لعن فرستد بر جبت و طاغوت، خدای تبارک و تعالی از برای او هفتاد هزار هزار (هفتاد میلیون) حسنه ثبت می فرماید و از او هفتاد هزار هزار گناه پاک می کند و هفتاد هزار هزار درجه بر او افزوده می شود و اگر کسی در شامگاه یک لعنت بر او فرستد همان آثار برای او ثبت می شود.

ابو حمزه می گوید: بعد از شهادت امام سجاد (علیه السلام) خدمت مولایم امام باقر (علیه السلام) شرفیاب شدم و عرض کردم: ای مولای من، حدیثی است که از پدرتان شنیده ام.

حضرت فرمودند: بگو ای ثمالی.

پس من حدیث را برای حضرت خواندم.

حضرت فرمودند: بله ای ثمالی. آیا دوست داری من هم بر آن اضافه کنم؟

عرض کردم: بله، ای مولای من!

حضرت فرمودند: هر کس آن دو را یک مرتبه لعن کند در هر صبحگاهی، هیچ گناهی برای او نوشته نمی شود در آن روز، تا  آن که شب هنگام را درک کند و هر کس شب را سپری کند و آن دو را لعن کند برای او گناهی نوشته نمی شود در آن شب،  تا این که صبح را درک کند.

ابو حمزه می گود: بعد از رحلت امام باقر (علیه السلام) خدمت مولایمان امام صادق (علیه السلا م) شرفیاب شدم و عرضه داشتم: حدیثی است که از پدرتان و جدتان شنیده ام.

حضرت فرمودند: بگو ای ابا حمزه.

پس من حدیث را برای حضرتش خواندم. پس حضرت فرمودند: حق است ای ابا حمزه. پس فرمودند: هزار هزار درجه بر او افزوده می شود. پس فرمودند: همانا که خدا وسعت دهنده و بخشنده است.

تفسیر برهان: ج1/ص566/ح14.

اللهم العن الجبت و الطاغوت!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه بچه شیعه  | 

    امام سجاد(علیه السلام) فرمودند:

« هر که جبت و طاغوت  را هر روز یک مرتبه لعن کند، خدای تعالی هفتاد هزار هزار حسنه برای او بنویسد و هفتاد هزار هزار گناه از او محو کند و هفتاد هزار هزار درجه او را رفعت بخشد و هر که در شب یک مرتبه آن دو را لعن کند، همین ثواب در نامه عملش نوشته شود. »

                                                            شفاء الصدور: ج2/ص387

پ.ن: در دوران امامان به خاطر جو موجود و تقیه ایشان از عمر و ابوبکر با الفاظ مختلفی از جمله فلان وفلان و یا جبت وطاغوت و ... یاد می کرده اند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه بچه شیعه  | 

ابو حمزه ثمالی نقل می کند از امام سجاد(علیه السلام) که فرمودند:

« ثلاثة لا یکلمهم الله یوم القیامة و لا ینظر إلیهم و لا یزکیهم و لهم عذاب ألیم:

  • من جحد إماما من الله،
  • أو أدّعی إمام ً من غیر الله،
  • أو زعم أن لفلان و فلان فی الاسلام نصیب. »

« سه گروه هستند که خدای تبارک و تعالی در روز قیامت با آنان تکلم نمی کند و به آنها نگاه نمی کند و آنها را از گناه پاکیزه نمی گرداند و برای آنها عذاب دردناکی است:

  • کسی که امام از جانب خدا را انکار کند
  • و کسی که به دروغ ادعای امامت از جانب خدا نماید
  • و کسی که گمان کند برای ابوبکر و عمر در اسلام نصیب وبهره ای است. »

                                                                                        تفسیر عیاشی: ج1/ص178/ح65.

­همچنین این روایت را کلینی از ابن ابی یعفور از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه بچه شیعه  | 

سر کلاس تاریخ استادمان گفت: « عمر و ابوبکر آن قدر که ما فکر می کنیم آدم های بدی نبودند. تنها کاری که کردند غصب خلافت بوده و گرنه آن قدر هم بد نبودند.» ؟؟!!

 

خوب راست می گوید!

کسی که وقتی هنوز جنازه پیامبرش روی زمین است، در پی غصب خلافت است، آدم زیاد بدی است؟

مگر کسی که هنوز آب کفن پیامبر خشک نشده، خانه دخترش را آتش می زند، می تواند بد باشد؟

مگر او جز این که باعث سقط محسن چند ماهه شد، کار دیگری هم کرد؟

مگر کشاندن جانشین به حق پیامبر با دستانی بسته و ریسمانی به گردن برای گرفتن بیعت ایرادی دارد؟

مگر حق نداشت سیلی بر صورت یگانه دختر پیامبر بزند؟

مگر غصب ارثیه دختر پیامبر(فدک) اشکالی دارد؟

 

راست می گوید چنین آدمی آن قدر که ما فکر می کنیم بد نیست، بلکه از آن  به مراتب بد تر و پست تر است!

 

سعی می کنم بعد از این در مورد این دو غاصب ولایت و جایگاه آنها در میان اهل بیت  (علیهم السلام) صحبت کنم تا اگر احیانا کسی ذره ای شک در مورد مغضوب بودن این دو نزد خدا دارد، ان شاءالله آن هم به لطف خدا بر طرف شود.

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه بچه شیعه  |